تمایلات شیعی مأمون در بستر اعتزال: بعضا از معارضانِ تشیع مأمون معتقدند تمایلات شیعی مأمون به جهت شیوه اعتزالی وی بوده میباشد؛ در عصر مأمون گروهی از معتزلیان قرابت متعددی به شیعه و علویان داشتند. آنها مانند شیعه معتقد به برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا بودند و از ولایتعهدی امام رضا(ع) پناه و بر آن مدرک دادند. بر پایه ی این عقیده توصیه واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون خیر به جهت یقین وی به مذهب شیعه دوازدهامامی بلکه برای وانمود کردن دوستی با آلعلی، تداوم پشتیبانی ایرانیانِ دوستدار اهل بیت از وی و مهار قیامهای علویان بوده مسجد امین مشهد میباشد.[۶۸]
تشیع مأمون از نوع تشیع عام: گردآوریای نیز تشیع را به دو عهدوپیمان تقسیم کردهاند: پیمان ابتدا، تشیعی که مرادف ایمان خاص میباشد و منظور از شیعه، شیعه دوازده امامی میباشد. پیمان دوم تشیع عام میباشد. یعنی هر کس فقطً معتقد به خلافت بلا فصل امام علی(ع) باشد. برهمین اصل تشیع مأمون و پدرش هارون و بنیعباس از نوع تشیع عام میباشد.[۶۹]
مأمون شیعه امامکش:مرتضی مطهری مناظره مأمون با علمای اهلسنت در زمینه برتری خلافت امام علی(ع) را نادر نظیر خوانده و گفته میباشد: «حتماً معدودخیس عالمی از علمای آئین به خیر و خوبی مأمون در مورد خلافت عامل کردهباشد، [وی] در مورد خلافت امیرالمؤمنین مباحثه کرد و کلیه را مغلوب نمود.» مطهری گرایشات شیعی مأمون را غیرقابل انکار میداند البته این نظر را دارد وی «شیعه امامکش» میباشد. او تشیع مأمون را از نوع تشیع عموم کوفه در زمان امامت امام حسین(ع) دانسته که سرنوشت وی را به شهید شدن رساندند.[۷۰] آیت الله خامنهای پژوهشگر تاریخ اسلام و سیره معصومان نیز بر این اطمینان میباشد که مأمون عباسی با اینکه دخترش را به امام جواد اعطا کرد، و آن حضرت را با آن احترام و تجلیل داماد خودش کرد، البته بسیار خبیث و معاند خونى اهلبیت و فرد امام جواد بود؛
او هماینگونه تشیع مأمون و دشمنی نداشتنش با اهلبیت را که دربرخی کتاب ها مذکور بی آلایش دلانه دانسته و بر این اطمینان میباشد که مأمون بعداز شهیدشدن امام رضا(ع) قصدش این بود که دیگر ماجراى آلعلى را بهآحادّى مجموع نماید؛ و خاطر میکرد زیرا امام جواد(ع) یک بچه هفت ساله میباشد میتواند اورا پایین بال و پر خودش بگیرد، به وی محبت نماید، با تربیت خودش بلندمرتبه نماید، آن گاه هم دختر خودش را به وی بدهد که هم یک خبر چین در داخلهى وی گمارده و بازدارنده از خیلى از کارهاى پنهانى وی گردیده، هم اورا وامدار محبتهاى خودش کردهباشد؛ اما بایقین درحالتی که مأمون زنده میماند، خودش حضرت را به قتل می رساند.[۷۱]
دانش در عصر مأمون
مأمون از جوانی به سبب ساز تربیت نزد اهل ایرانها، عشق و علاقه شدید به دانش و حکمت داشت و همواره به ترجمه کتاب ها از یونانی، سریانی، پهلوی و هندی به عربی سفارش میکرد. دربار وی نیز راس اجتماع محققان مذهبها متفاوت و محل گفت و گو و مناظره بود.[۷۲]
قبر مأمون در طرسوس در استان مَرسین جنوب ترکیه و در مرز سوریه
مطابق پیشگویی امام علی(ع) هفتمی خلیفه بنیعباس، یعنی مأمون، داناترین آن ها معرفی گردیده است.[۷۳] درین پیشگویی، امام علی(ع) از روی شغل داخل شدن دو حکومت بر مسلمان ها خبر داده میباشد[۷۴] که بعضی حدیثشناسان این دو حکومت را بر خلافت بنیامیه و بنیعباس تطبیق کردهاند.[۷۵]
درگذشت
مأمون در حالی که سرگرم حمله به روم بود در ۱۸ رجب ۲۱۸ق به انگیزه بیماری در بَدَندون از عالم رفت و در طَرَسوس دفن شد.[۷۶] قبر او در عصر کنونی در مسجد جامع شهر طرسوس در استان مَرسین جنوب ترکیه و در مرز سوریه واقع شدهاست.[۷۷]
تمایلات شیعی مأمون در بستر اعتزال: بعضا از معارضانِ تشیع مأمون معتقدند تمایلات شیعی مأمون به جهت شیوه اعتزالی وی بوده میباشد؛ در عصر مأمون گروهی از معتزلیان قرابت متعددی به شیعه و علویان داشتند. آنها مانند شیعه معتقد به برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا بودند و از ولایتعهدی امام رضا(ع) پناه و بر آن مدرک دادند. بر پایه ی این عقیده توصیه واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون خیر به جهت یقین وی به مذهب شیعه دوازدهامامی بلکه برای وانمود کردن دوستی با آلعلی، تداوم پشتیبانی ایرانیانِ دوستدار اهل بیت از وی و مهار قیامهای علویان بوده مسجد امین مشهد میباشد.[۶۸]
تشیع مأمون از نوع تشیع عام: گردآوریای نیز تشیع را به دو عهدوپیمان تقسیم کردهاند: پیمان ابتدا، تشیعی که مرادف ایمان خاص میباشد و منظور از شیعه، شیعه دوازده امامی میباشد. پیمان دوم تشیع عام میباشد. یعنی هر کس فقطً معتقد به خلافت بلا فصل امام علی(ع) باشد. برهمین اصل تشیع مأمون و پدرش هارون و بنیعباس از نوع تشیع عام میباشد.[۶۹]
مأمون شیعه امامکش:مرتضی مطهری مناظره مأمون با علمای اهلسنت در زمینه برتری خلافت امام علی(ع) را نادر نظیر خوانده و گفته میباشد: «حتماً معدودخیس عالمی از علمای آئین به خیر و خوبی مأمون در مورد خلافت عامل کردهباشد، [وی] در مورد خلافت امیرالمؤمنین مباحثه کرد و کلیه را مغلوب نمود.» مطهری گرایشات شیعی مأمون را غیرقابل انکار میداند البته این نظر را دارد وی «شیعه امامکش» میباشد. او تشیع مأمون را از نوع تشیع عموم کوفه در زمان امامت امام حسین(ع) دانسته که سرنوشت وی را به شهید شدن رساندند.[۷۰] آیت الله خامنهای پژوهشگر تاریخ اسلام و سیره معصومان نیز بر این اطمینان میباشد که مأمون عباسی با اینکه دخترش را به امام جواد اعطا کرد، و آن حضرت را با آن احترام و تجلیل داماد خودش کرد، البته بسیار خبیث و معاند خونى اهلبیت و فرد امام جواد بود؛
او هماینگونه تشیع مأمون و دشمنی نداشتنش با اهلبیت را که دربرخی کتاب ها مذکور بی آلایش دلانه دانسته و بر این اطمینان میباشد که مأمون بعداز شهیدشدن امام رضا(ع) قصدش این بود که دیگر ماجراى آلعلى را بهآحادّى مجموع نماید؛ و خاطر میکرد زیرا امام جواد(ع) یک بچه هفت ساله میباشد میتواند اورا پایین بال و پر خودش بگیرد، به وی محبت نماید، با تربیت خودش بلندمرتبه نماید، آن گاه هم دختر خودش را به وی بدهد که هم یک خبر چین در داخلهى وی گمارده و بازدارنده از خیلى از کارهاى پنهانى وی گردیده، هم اورا وامدار محبتهاى خودش کردهباشد؛ اما بایقین درحالتی که مأمون زنده میماند، خودش حضرت را به قتل می رساند.[۷۱]
دانش در عصر مأمون
مأمون از جوانی به سبب ساز تربیت نزد اهل ایرانها، عشق و علاقه شدید به دانش و حکمت داشت و همواره به ترجمه کتاب ها از یونانی، سریانی، پهلوی و هندی به عربی سفارش میکرد. دربار وی نیز راس اجتماع محققان مذهبها متفاوت و محل گفت و گو و مناظره بود.[۷۲]
قبر مأمون در طرسوس در استان مَرسین جنوب ترکیه و در مرز سوریه
مطابق پیشگویی امام علی(ع) هفتمی خلیفه بنیعباس، یعنی مأمون، داناترین آن ها معرفی گردیده است.[۷۳] درین پیشگویی، امام علی(ع) از روی شغل داخل شدن دو حکومت بر مسلمان ها خبر داده میباشد[۷۴] که بعضی حدیثشناسان این دو حکومت را بر خلافت بنیامیه و بنیعباس تطبیق کردهاند.[۷۵]
درگذشت
مأمون در حالی که سرگرم حمله به روم بود در ۱۸ رجب ۲۱۸ق به انگیزه بیماری در بَدَندون از عالم رفت و در طَرَسوس دفن شد.[۷۶] قبر او در عصر کنونی در مسجد جامع شهر طرسوس در استان مَرسین جنوب ترکیه و در مرز سوریه واقع شدهاست.[۷۷]

بهترین مساجد بلوار سجاد مشهد